احمد رضا حیدرنیا: پتروشیمیها ساخته میشوند؛ اما خوراک ندارند!
در حالی که ایران یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر گازی جهان است، مجموعهای از پروژههای نیمهتمام، خامفروشی گسترده و ضعف برنامهریزی موجب شده بسیاری از واحدهای پتروشیمی و آمونیاک با کمبود خوراک و کاهش ظرفیت تولید مواجه شوند؛ بحرانی که ریشه آن بیش از هر چیز به نبود زیرساختهای LNG و ناتوانی در مدیریت زنجیره ارزش بازمیگردد.
احمدرضا حیدرنیا، رئیس هیأت مدیره سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی، با اشاره به تنوع خوراکهای مورد استفاده در صنعت پتروشیمی از جمله خوراکهای مایع، خوراکهای غنی و گاز طبیعی به اقتصاد پیشتاز گفت: امروز بخش عمده مشکلات واحدهای آمونیاکی ناشی از کمبود خوراک متان است؛ کمبودی که یکی از ریشههای آن، «توزیع بیرویه متان در بخشهای غیرصنعتی» و نیز توقف طولانیمدت پروژههای ایران LNG است.
ایران؛ مالک گاز اما گرفتار کمبود متان!
وی با تأکید بر ضرورت اختصاص بخشی از درآمد واحدهای تولیدی به توسعه زنجیره ارزش تشریح کرد: بخشی از مسئولیت توسعه و نوسازی تجهیزات، ایجاد زنجیره پاییندست و حتی تأمین خوراک بالادست بر عهده خود شرکتهای اصلی است؛ اما نبود برنامهریزی صحیح در چهار شرکت بزرگ و عدم هزینهکرد درست در زنجیره تأمین، موجب شده بسیاری از پتروشیمیها احداث شوند در حالی که خوراک بالادست برای آنها آماده نبوده است.
پتروشیمیها ساخته میشوند؛ اما خوراک ندارند!
او با بیان اینکه اکنون برخی واحدها تنها با ۳۰ تا ۹۰ درصد ظرفیت فعالیت میکنند توضیح داد: بعضی واحدهای پلیمری که باید از پروپان برای تولید پروپیلن استفاده کنند، امروز خوراک خود را به صورت LPG خام میفروشند. همچنین واحدهای آمونیاک، مانند واحد زنجان، پس از حدود ۱۹ سال همچنان با ظرفیت ۶۰ درصد کار میکنند؛ در حالی که اگر در همان سالهای ابتدایی راهاندازی میشدند، امروز نهتنها خودکفا، بلکه توسعهیافته بودند.
کشورهای بدون گاز، LNG وارد میکنند؛ ایران با ذخایر عظیم گازی در مضیقه!
حیدرنیا با اشاره به ضعف جدی در توسعه زنجیره پروپیلن گفت: پروپیلن «طلای پتروشیمی» است، اما بیتوجهی به توسعه زیرساختها باعث شده در سالهای آینده با اتانسوزی، پروپانسوزی و بوتانسوزی مواجه شویم؛ زیرا خوراکهایی که باید به پلیمر تبدیل شوند، به شکل خام و LPG فروخته میشوند.
وی با انتقاد از عدم پیشرفت پروژههای LNG در کشور اظهار کرد: بسیاری از کشورها فاقد منابع گازی هستند ولی با واردات LNG نیاز خود را تأمین میکنند؛ در حالی که ایران با وجود ذخایر عظیم گاز، در زمستان برای تأمین خوراک واحدهای پتروشیمی با مشکل روبهرو میشود. اگر واحدهای مینیالانجی در نزدیکی صنایع یا در سواحل ایجاد میشد، بخش زیادی از مشکلات امروز رفع میگردید.
۵ تا ۶ سال زمان از دست میرود؛ لزوم حرکت فوری به سمت Mini-LNG
او با اشاره به نقش حیاتی توسعه میادین گازی افزود: حتی اگر توسعه میادین از امروز آغاز شود، با وجود تأمین کامل منابع مالی، حداقل پنج تا شش سال زمان لازم است تا اثر آن احساس شود. بنابراین حرکت به سمت واحدهای Mini-LNG یک ضرورت فوری است؛ این واحدها میتوانند نیاز مناطق روستایی و شهرستانها را تأمین کرده و امکان ذخیرهسازی گاز مایع در تابستان و استفاده در زمستان را فراهم کنند.
حیدرنیا با تأکید بر اهمیت مدیریت مالی در صنعت گفت: اگرچه تأمین مالی یکی از چالشهاست، اما مشکل اصلی فقدان برنامهریزی و اولویتبندی است. بسیاری از محصولات اساسی که کشور به آنها نیاز دارد در حال وارداتاند، در حالی که با واحدهای ۱۰۰ میلیون دلاری—even دستدوم—میتوان خطوط تولید کمهزینه و اشتغالزا راهاندازی کرد و از پروپان و بوتان موجود در کشور بهترین بهره را برد.
وی در پایان با اشاره به افت قیمت جهانی پلیمرها و افزایش ظرفیت رقبا تاکید کرد: کشورهای همسایه با استفاده از خوراکی که از ایران میبرند، تولید خود را بالا بردهاند. بنابراین کشور نیازمند یک نهاد واحدِ تصمیمگیر برای برنامهریزی، آمایش صنعتی و هدایت منابع مالی به سمت زنجیرههایی است که سریعتر بازده اقتصادی ایجاد میکنند.