رکود بازار سوخت در برابر جهش پتروشیمی/ تغییر بزرگ در آینده انرژی جهان
در حالی که بازار جهانی سوختهای فسیلی با کاهش رشد و محدودیتهای سیاستی روبهروست، صنعت پتروشیمی بهعنوان تنها بخشِ در حال رشدِ تقاضای نفت و گاز، جایگاهی تعیینکننده در آینده انرژی پیدا کرده است؛ روندی که میتواند راهبردهای کشورهای دارای منابع هیدروکربوری را دستخوش تغییرات بنیادین کند.
به گزارش اقتصاد پیشتاز، بازار جهانی انرژی وارد دورهای از تغییرات ساختاری شده؛ دورهای که در آن، موتور سنتی مصرف نفت یعنی حملونقل، دیگر نقش سابق را ایفا نمیکند. رشد خودروهای برقی، استانداردهای سختگیرانه آلایندگی و سرمایهگذاری گسترده کشورها در انرژی پاک، موجب شده تقاضای سوختهایی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت جت به نقطه اوج خود نزدیک شود. بسیاری از تحلیلها نشان میدهند که حتی در بهترین سناریو، رشد مصرف این سوختها طی سالهای آینده بسیار محدود و حتی در برخی مناطق منفی خواهد بود.
در مقابل، صنعت پتروشیمی در حال تجربه مسیری کاملاً متفاوت است؛ مسیری رو به رشد و پایدار که نقش آن را در آینده انرژی پررنگتر میکند. دلیل اصلی این تفاوت، ماهیت محصولات پتروشیمی است؛ محصولاتی که از پلاستیکها و پلیمرها گرفته تا رزینها، الیاف مصنوعی، مواد شیمیایی تخصصی، کودهای کشاورزی و تجهیزات پیشرفته صنعتی، در همه صنایع و زندگی روزمره حضور دارند و جایگزینپذیری محدودی دارند.
افزایش جمعیت جهان، گسترش صنایع مصرفکننده مواد شیمیایی در آسیا، رشد تجارت جهانی و افزایش تقاضا برای کالاهای مبتنی بر پلیمر، همگی موجب شده تقاضای جهانی برای محصولات پتروشیمی با شیبی قابلتوجه افزایش یابد. حتی توسعه فناوریهای نوین مانند خودروهای برقی، توربینهای بادی، باتریها و پنلهای خورشیدی نیز مصرف مواد پتروشیمی را تقویت میکند؛ چرا که بخش مهمی از این تجهیزات از مشتقات نفت و گاز ساخته میشوند.
این شرایط باعث شده شرکتهای بزرگ نفتی جهان استراتژیهای خود را بازنگری کنند. بسیاری از غولهای انرژی اکنون سرمایهگذاری گستردهای در بخشهای الفین، پروپیلن، آروماتیکها و مواد شیمیایی پیشرفته انجام میدهند. ساخت مجتمعهای یکپارچه پالایش و پتروشیمی، توسعه کراکرهای اتان و پروپان و ورود به صنایع پاییندستی، بخشی از مسیر جدید این شرکتها برای حفظ سودآوری در عصر کاهش مصرف سوخت است. در واقع، اگر درآمد پالایش سوخت تحت فشار قرار بگیرد، درآمد صنایع شیمیایی میتواند آن را جبران کند.
در سطح کلان، این تحولات پیامدهای مهمی برای کشورهایی دارد که ذخایر عظیم هیدروکربوری در اختیار دارند. در شرایطی که آینده بازار سوخت، کمرمق و محدود به نظر میرسد، کشورهایی مانند ایران، قطر، عربستان و آمریکا میتوانند از مزیت خوراک ارزان و فراوان برای تبدیل نفت و گاز به محصولات پتروشیمی با ارزش افزوده بالا استفاده کنند. چنین رویکردی نهتنها سود بیشتری ایجاد میکند، بلکه ریسک وابستگی به صادرات نفت خام یا فرآوردههای سوختی را نیز کاهش میدهد.
از سوی دیگر، توسعه پتروشیمی نیازمند برنامهریزی دقیق، سرمایهگذاری گسترده و ایجاد زنجیرههای پاییندستی است؛ زنجیرههایی که محصولات پایه را به کالاهای نهایی تبدیل میکنند. کشورهایی که بتوانند این زنجیره را کامل کنند و از صادرات مواد اولیه خام فاصله بگیرند، بیشترین منفعت را از تغییرات آینده انرژی خواهند برد.
بهطور کلی، جهان در حال حرکت از «عصر سوخت» به «عصر مواد» است؛ عصری که در آن، ارزش نفت بیش از آنکه در موتور خودروها سوزانده شود، در ساخت کالاهای صنعتی و زندگی روزمره تجسم پیدا میکند. به همین دلیل، رشد پتروشیمی در کنار خمودگی بازار سوخت، نه یک روند موقت، بلکه یک تغییر ساختاری عمیق در اقتصاد انرژی جهان محسوب میشود؛ تغییری که استراتژی کشورها و شرکتهای انرژی را برای دهههای آینده بازنویسی خواهد کرد.
مریم میری