کد خبر : 1700
تاریخ درج خبر : 2026/01/07
سایز فونت: 16px

حقه‌ای که جهان کم‌کم در حال آگاه شدن از آن است/ پایان تسلط پترودلار بر اقتصاد در آینده‌ای نزدیک


ابراهیم رستمی استراتژیست و کارشناس نظامی در یادداشتی به اقتصاد پیشتاز نوشت: دلیل واقعی حملهٔ آمریکا به ونزوئلا به توافقی بازمی‌گردد که هنری کیسینجر در سال ۱۹۷۴ با عربستان سعودی منعقد کرد.
و من توضیح می‌دهم چرا این ماجرا در واقع دربارهٔ حفظ سلطه دلار آمریکا است. و نه مواد مخدر، نه تروریسم، نه دموکراسی.
این موضوع به سیستم پترو‌دلار مربوط می‌شود، سیستمی که طی ۵۰ سال گذشته آمریکا را به قدرت اقتصادی مسلط جهان تبدیل کرده است و ونزوئلا آن را به چالش کشیده است.
آنچه واقعاً رخ داده این است که ونزوئلا ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخایر نفت دارد یعنی بیشترین ذخایر نفتی در جهان، حدود ۲۰ درصد کل نفت جهان و بیشتر از عربستان سعودی…
اما بخش مهم ماجرا اینجاست:
ونزوئلا به‌طور فعال نفت خود را با یوان چین می‌فروخت، نه با دلار، در سال ۲۰۱۸، ونزوئلا اعلام کرد که می‌خواهد «خود را از دلار رها کند». و شروع کرد به پذیرش یوان، یورو، روبل و هر چیزی بجز دلار برای فروش نفت، سپس درخواست عضویت در بریکس را مطرح کرد. و در حال ایجاد کانال‌های پرداخت مستقیم با چین بود که کاملاً سوئیفت را دور می‌زد.
ونزوئلا روی آن‌ اندازه نفت نشسته است که می‌تواند برای دهه‌ها روند دلار‌زدایی را تأمین مالی کند.
چرا این موضوع مهم است؟ زیرا کل نظام مالی آمریکا بر یک پایه استوار است: سلطه پترو‌دلار.
در سال ۱۹۷۴، هنری کیسینجر با عربستان سعودی توافقی انجام داد که طی آن تمام نفتی که در جهان فروخته می‌شود باید به دلار آمریکا قیمت‌گذاری شود و در عوض، آمریکا حمایت نظامی ارائه می‌دهد. این توافق، تقاضایی مصنوعی و جهانی برای دلار ایجاد کرد. و همه کشورهای جهان برای خرید نفت به دلار نیاز خواهند داشت و این امر به آمریکا اجازه می‌دهد بدون هیچ محدودیتی دلار چاپ کند، در حالی که سایر کشورها باید برای تأمین آن کار کنند. با این نظام پولی، دولت آمریکا هزینهٔ نظامی، دولت رفاه و کسری بودجه خود را تأمین می‌کند. برای هژمونی آمریکا، پترو‌دلار از ناوهای هواپیمابر هم مهم‌تر است.
و دربارهٔ آنچه بر سر رهبرانی می‌آید که سلطه دلار را به چالش می‌کشند، الگوی روشنی وجود دارد:
سال 2000 صدام حسین اعلام کرد عراق نفت را به یورو خواهد فروخت و نه دلار، سال 2003 به عراق حمله شد و با تغییر رژیم.، نفت عراق فوراً دوباره دلاری شد و صدام نیز به طرز فجیعی کشته شد. سلاح‌های کشتار جمعی، که بهانه حمله بودند، هرگز پیدا نشدند، چون اساساً وجود نداشتند.
سال 2009 قذافی پیشنهاد ایجاد یک ارز آفریقاییِ مبتنی بر طلا به نام «دینار طلایی» برای تجارت نفت را مطرح کرد. ایمیل‌های افشا شدهٔ هیلاری کلینتون تأیید می‌کنند که این تصمیم دلیل اصلی تجاوز به لیبی بود.
«این طلا قرار بود مبنای یک ارز پان‌آفریقایی بر اساس دینار طلایی لیبی باشد.» سال 2011 ناتو لیبی را بمباران کرد و قذافی سرنگون شد و به قتل رسید. لیبی اکنون بازارهای برده‌فروشی علنی دارد. کلینتون جلوی دوربین‌ها خندید و گفت: «آمدیم، دیدیم و او مُرد !»و دینار طلایی هم با او دفن شد.
و حالا نوبت مادورو است.
با پنج برابر مجموع نفت عراق و لیبی و در حال فروش فعال نفت با یوان، در حال ساخت نظام‌ پرداختی خارج از کنترل دلار، درخواست عضویت در بریکس و هم‌پیمان با چین، روسیه و ایران؛ سه کشوری که پیشتاز دلار ‌زدایی در جهان‌هستد.
اما این اتفاق تصادفی نیست.: اگر سلطه پترو‌دلار را به چالش بکشی بدون استثنا مشمول سیاست تغییر رژیم می‌شوی.
استیون میلر (مشاور امنیت داخلی آمریکا) دو هفته پیش صراحتاً این امر را بیان کرد: “عرق جبین، نبوغ و تلاش آمریکایی‌ها صنعت نفت ونزوئلا را ایجاد کرد. مصادرهٔ استبدادی آن بزرگ‌ترین سرقت ثبت‌ شدهٔ ثروت و دارایی از آمریکا بود.» بدون هیچ پنهان کاری ادعا می‌کنند نفت ونزوئلا متعلق به آمریکاست، چون شرکت‌های آمریکایی ۱۰۰ سال پیشتر آن را توسعه دادند. و با این منطق، هر منبع ملی‌شده‌ای در تاریخ «دزدی» به حساب می آید.
اما مشکل عمیق‌تر از این است:
پترو‌دلار همین حالا هم در حال مرگ است. روسیه از زمان جنگ اوکراین نفت را با روبل و یوان می‌فروشد. عربستان سعودی آشکارا دربارهٔ تسویه مبادلات نفتی با یوان صحبت می‌کند. ایران سال‌هاست که با ارزهای غیردلاری تجارت می‌کند. چین سامانهٔ CIPS را برای جایگزین کردن سیستم سوئیفت با ۴۸۰۰ بانک در ۱۸۵ کشور ساخته است. بریکس به‌طور فعال در حال ساخت نظام‌های پرداختی است که کاملاً دلار را دور می‌زنند. پروژهٔ mBridge به بانک‌های مرکزی اجازه می‌دهد معاملات را فوراً و با ارزهای محلی تسویه کنند. و پیوستن ونزوئلا به بریکس با ۳۰۳ میلیارد بشکه نفت، این روند را به‌طور نمایانی شتاب می‌داد.
این دلیل واقعی این حمله است. نه مبارزه با مواد مخدر(ونزوئلا کمتر از ۱٪ کوکائین آمریکا را تأمین می‌کند)، نه تروریسم (هیچ مدرکی وجود ندارد که مادورو یک «سازمان تروریستی» اداره می‌کند)، و نه دموکراسی. (آمریکا از عربستان سعودی حمایت می‌کند که حتی یک انتخابات هم ندارد).
بلکه مسئله دربارهٔ حفظ توافقی ۵۰ ساله است که به آمریکا اجازه می‌دهد به طور نامحدود دلار چاپ کند، در حالی که بقیه جهان باید برای کسب دلار کار کند.
و پیامدهای آن وحشتناک است: روسیه، چین و ایران همین حالا این اقدام را «تجاوز مسلحانه» می‌نامند.
چین بزرگ‌ترین مشتری نفت ونزوئلاست و میلیاردها دلار ضرر می‌کند. کشورهای بریکس شاهد هستند که یک کشور تنها به‌خاطر معامله خارج از دلار مورد حمله قرار می‌گیرد. پس هر کشوری که به دلار ‌زدایی فکر‌ کند، این پیام را می گیرد :
اگر دلار را به چالش بکشی، بمبارانتان می‌کنیم.
اما مشکل اینجاست…
این پیام ممکن است دلار ‌زدایی را تسریع کند، نه متوقف. زیرا اکنون هر کشوری در جنوب جهانی می‌داند اگر هژمونی دلار را تهدید کند چه اتفاقی می‌افتد. و به این نتیجه می‌رسد که تنها راه حفاظت از خود، سریع‌تر حرکت کردن است.
زمان‌ بندی این حمله هم جالب است:
۳ ژانویهٔ ۲۰۲۶: ونزوئلا مورد حمله قرار می‌گیرد. مادورو دستگیر می‌شود.
۳ ژانویهٔ ۱۹۹۰: پاناما مورد حمله قرار گرفت. نوریه‌گا دستگیر شد.
دقیقا ۲۶ سال فاصله. دقیقاً همان روز. همان سناریو. همان بهانهٔ «قاچاق مواد مخدر». همان دلیل واقعی: کنترل منابع راهبردی و مسیرهای تجارت.
تاریخ تکرار نمی‌شود؛ اما همان قافیه را دارد.
و آنچه در پی این حمله می آید:
کنفرانس خبری ترامپ در مارالاگو روایت رسمی را می‌سازد. شرکت‌های نفتی آمریکا از حالا صف کشیده‌اند. نشریه پولیتیکو گزارش داده است که برای «بازگشت به ونزوئلا» با این شرکت تماس گرفته شده است. اپوزیسیون در ونزوئلا به قدرت می‌رسد و نفت دوباره با دلار مبادله می‌شود و ونزوئلا به یک عراق دیگر و یک لیبی دیگر تبدیل می‌شود.
اما سؤالی که هیچ‌کس نمی‌پرسد این است:
وقتی دیگر نتوانید با بمباران سلطهٔ دلار را حفظ کنید چه می‌شود؟
وقتی چین اهرم اقتصادی کافی برای تلافی داشته باشد چه می‌شود؟
وقتی بریکس ۴۰ درصد تولید ناخالص جهان را کنترل کند و بگوید «دیگر دلار نه» چه می‌شود؟
وقتی جهان بفهمد پترو‌دلار با خشونت حفظ می‌شود، چه می‌شود؟
اما آمریکا دست خود را رو کرده است. سؤالی که وجود دارد این است که آیا بقیهٔ جهان تسلیم می‌شود یا بلوف آمریکا را می‌خواند؟ چون این حمله اعترافی است به اینکه دلار دیگر نمی‌تواند بر اساس قدرت اقتصادی خود رقابت کند. زمانی که مجبور می‌شوی کشورها را بمباران کنی تا از دلار استفاده کنند، اعتراف به این است که آن پول از پیش در حال مرگ است.
ونزوئلا نه آغاز این ماجرا، که پایانِ ناگزیر و درماندهٔ آن است.
حقه‌ای که دارد به پایان می‌رسد…


برچسب ها
نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *