مهرداد اکبریان: حفظ توازن عرضه و تقاضا مهمتر از شعار مقابله با خام فروشی است
در حالی که برخی از مافیا در معادن صحبت میکنند، فعالان حوزه معدن معتقدند مشکل اصلی، ضعف سیاستگذاری و مدیریت زنجیره تولید است. تمرکز صرف بر مقابله با خام فروشی، بدون توجه به توازن عرضه و تقاضا، میتواند زنجیره فولاد را دچار اختلال کند و فرصت ایجاد ارزش افزوده در کشور را محدود کند.
در چند وقت اخیر اخباری منتشر شده مبنی بر اینکه بخش قابل توجهی از معادن کشور در اختیار گروههای محدودی قرار دارد که بیشترین سود فعالیتهای معدنی نصیب آنها میشود.
از سوی دیگر، تداوم خام فروشی مواد معدنی به یکی از چالشهای جدی این بخش تبدیل شده است؛ بهطوریکه بهجای فرآوری مواد معدنی در داخل کشور و تولید محصولات با ارزش افزوده، این مواد بهصورت خام با قیمت پایین صادر و سپس محصولات نهایی با چندین برابر قیمت وارد کشور میشود.
در همین زمینه مهرداد اکبریان، نایب رئیس دوم کمیسیون معدن و صنایع معدنی اتاق بازرگانی، با اشاره به ساختار حاکم بر بخش معدن به اقتصاد پیشتاز گفت: استفاده از واژه مافیا برای توصیف وضعیت معادن چندان دقیق نیست، چراکه مافیا به گروههایی اطلاق میشود که خارج از چارچوب قانون فعالیت میکنند، در حالی که آنچه امروز در اقتصاد معدن کشور مشاهده میشود، بیشتر ناشی از ضعف سیاستگذاری و عملکرد بخش دولتی و اقتصادی است. دولت میتواند قانونگذار یا مجری ناکارآمد باشد، اما مافیا محسوب نمیشود.
وی با تأکید بر اینکه مسئله خام فروشی باید بهصورت تفکیکشده و دقیق بررسی شود، بیان کرد: همه معادن شرایط یکسانی ندارند و نمیتوان برای همه آنها یک نسخه واحد پیچید. ایران به دلیل مزیتهای معدنی گستردهای که دارد، ظرفیت تولید ثروت بسیار بالایی دارد. این ثروت میتواند به دو شکل مدیریت شود؛ یا مانند کشورهایی نظیر استرالیا، آفریقای جنوبی و برزیل، مواد معدنی بهصورت خام یا نیمهخام صادر شوند، یا درآمد حاصل از معدن در یک زنجیره ارزش تعریف شده و به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالاتر هدایت شود.
بیتوجهی به توازن تولید، بازار فولاد را به هم میریزد
او با اشاره به تجربه زنجیره فولاد توضیح داد: سنگآهن وارد زنجیره فولاد میشود و به کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی و در نهایت شمش فولاد تبدیل میشود. این فرآیند یکشبه اتفاق نمیافتد. بر اساس طرح جامع فولاد، هدفگذاری ۱۲ ساله برای رسیدن به ظرفیت تولید ۵۵ میلیون تن فولاد انجام شده بود و همه هم میدانستند که این هدف در کوتاهمدت قابل تحقق نیست.
اکبریان افزود: در طول این سالها، حلقههای زنجیره رشد یکسانی نداشتند؛ بهطوری که در برخی بخشها مانند کنسانتره مازاد تولید ایجاد شد، اما در بخشهایی مانند گندله یا آهن اسفنجی کمبود وجود داشت. همین عدم توازن باعث میشود که برخی بازارها دچار رونق کاذب و برخی دیگر دچار افت شدید قیمت شوند.
وی با اشاره به نقش صادرات در حفظ تعادل زنجیره تأکید کرد: در چنین شرایطی، ناچار هستیم که در مقاطعی صادرات را آزاد بگذاریم تا مازاد تولید از کشور خارج شود و زنجیره بتواند به حیات خود ادامه دهد. نه میتوان گفت صادرات همیشه کار بدی است و نه میتوان با تکیه صرف بر واژه خام فروشی کل زنجیره تولید را متوقف کرد. مهمترین مسئله، حفظ توازن بین عرضه و تقاضا در کل زنجیره تولید است.