مرتضی کاظمی: فناوری نوین نمیتواند جایگزین سازوکار بازار شود
طرحهای جدید فناورانه برای مدیریت مصرف انرژی و بنزین، نگرانیهایی درباره جایگزینی بازار با کنترل دیجیتال ایجاد کرده است. اقتصاددانان هشدار میدهند این سامانهها به جای بهبود کارایی، ساختار متمرکز و پرهزینه دولت را تداوم میبخشند.
در سالهای اخیر، بسیاری از سیاستگذاران تحت تاثیر رشد فناوریهای دیجیتال، این انتظار را پیدا کردهاند که میتوان با تکیه بر دادههای گسترده و سامانههای هوشمند، رفتار اقتصادی جامعه را از بالا پایش و مدیریت کرد. این نگاه، بر این تصور بنا شده که ابزارهای فناورانه قادرند نقصهای موجود در فرآیندهای بازار را جبران و تصمیمهای پیچیده اقتصادی را به شکل متمرکز ساماندهی کنند. با این حال، در ادبیات اقتصاد تاکید میشود که کارکرد بازار حاصل تجمیع آزادانه اطلاعات پراکندهای است که از طریق قیمتها و رقابت شکل میگیرد؛ اطلاعاتی که هیچ ساختار متمرکزی اگر دیجیتال باشد توانایی گردآوری و پردازش کارآمد آن را ندارد.
این رویکرد فناورانه در حوزه انرژی و بهویژه سیاستگذاری بنزین نمود پررنگتری پیدا کرده است. استفاده از سامانههای کنترلی، کارتهای سوخت جدید، یا کیفپولهای یارانهای، در ظاهر تلاشی برای افزایش شفافیت و اصلاح الگوهای مصرف معرفی میشود، اما عملاً نوعی بازگشت به مدیریت دستوری و جایگزینی فناوری با مکانیسم بازار است. به باور برخی اقتصاددانان، این روشها نه جریان اطلاعات را بهبود میدهند و نه موجب ارتقای بهرهوری میشوند؛ بلکه تنها شکل پیچیدهتری از همان مداخله دولتی هستند که هزینه نظارت را افزایش میدهد و مانع ارسال صحیح سیگنالهای قیمتی در بازار انرژی میشود.
مرتضی کاظمی، کارشناس اقتصادی، با اشاره بر رواج یافتن تصوری خیالی در سالهای اخیر به اقتصاد پیشتاز گفت: این تصور شکل گرفته که میتوان با جایگزین کردن مکانیسم بازار با ابزارهایی مانند کلانداده، سامانههای هوشمند یا هوش مصنوعی، نظمی از بالا برای اقتصاد طراحی کرد. این همان خیال دیرینهٔ اقتصاد متمرکز یا به تعبیر دقیقتر، اقتصاد کمونیستی است که اینبار در پوشش فناوری بازگشته تا کنترلگری را تشدید کند و جای راهکارهای اصیل اقتصادی را بگیرد.
وی با تاکید بر اینکه فناوری نوین نمیتواند جایگزین سازوکار بازار شود، بیان کرد: در ظاهر، این ابزارهای فناورانه وعده دقت، شفافیت و کارآمدی میدهند؛ اما در عمل، زمانی که به جای بازار قرار میگیرند، همان کنترل دولتی و ناکارآمد پیشین را بازتولید میکنند. از سامانه هوشمند بنزین گرفته تا کارت انرژی دیجیتال و کیفپول یارانهای، هدف ادعایی این طرحها اصلاح است، اما نتیجه چیزی جز ادامه همان ساختار معیوب دولت بنزینفروش نیست. این سامانهها بهجای آزادسازی اقتصادی، فقط ابزارهای تازهای برای نظارت گسترده و کنترل پرهزینه در اختیار حکومت میگذارند.
او با اشاره به توهم کنترل از بالا و خطای درک نقش فناوری توضیح داد: فناوری و داده، ابزارند نه نهاد تصمیمگیری، بازار برخلاف دولت بر پایه اطلاعات پراکنده و تصمیمات میلیونها فرد شکل میگیرد. هیچ الگوریتمی قادر نیست هماهنگی آزاد میان انسانهایی را بازسازی کند که از طریق قیمت و رقابت دانشی تولید میکنند که در هیچ مرکز دادهای قابل جمعآوری نیست.